امروزه رای دادن همان بیعت نمودن است بیعت از ریشه بیع است و بیع یا قرار داد یا پیمان خرید و فروش از قرار دادها وعقد های لازم است که لزوم وفا دارد یعنی هر گاه خرید و فروشی را دو نفر عاقل و بالغ غیر محجور از روی آگاهی و اختیار خود، و بدون مکر و خدعه انجام دادند.لازم الوفا است وقابل شکستن نیست. خداوند در قران نیز بیعت را نوعی معامله و بیع دانسته است.
فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِى بَايَعْتُم بِه (توبه 111 )
در عصر رسالت به دلیل مشخص بودن پیامبر یا امام، بیعت با پیامبر یا امام فقط به معنای فرمانبری و اطاعت و فراهم آوردن شرائط حاکمیت برای پیامبر و امام بود ودر عصر غیبت کبری رای دادن (بیعت) مردم به خبرگان دو ویژگی دارد الف :مردم به خبرگان رای می دهند تا خبرگان به عنوان کار شناس دینی برترین فقیه مدیر و سیاستمدار را از بین فقیهان شناسایی و اعلام نمایند. پس از شناسائی مجتهد عادل سیاسی از جانب گروه مجتهدان عادل سیاسی(خبرگان) دیگر مردم حق اعتراض به انتخاب خبرگان را ندارند و بر اساس رایی که به خبرگان داده اند باید به انتخاب آنها تن دهند و راضی باشند. ب: اعلام اطاعت و فرمانبری از منتخب خبرگان وفراهم آوردن شرایط حاکمیت برای اواست
نتیجه: رای مردم به خبرگان رای (بیعت)مردم به ولی فقیه است اما با واسطهء خبرگان، خبرگان که رهبر را برگزیدند نیز نوعی بیعت با رهبر نموده اند، یعنی تعهد نموده اند که در مواقع مختلف فرمانبر رهبر باشند و حمایت بی دریغ خود از رهبر را اعلام نمایند اگر خبرگان این وظیفه خود را به خوبی انجام دهد به دلیل این که هر یک از افراد خبره در منطقه و استان خود از معروفین است ونفوذ کلمه دارد در تمام کشور وحدت و انسجام ایجاد می شود
نکته: چون بیعت از عقدهای لازم است و عقلا و شرعا و قانونا لزوم وفا دارد هیچ یک از افراد خبرگان نمی تواند پس از انتخاب رهبر و رای به او از بیعت خود بر گردد مگر این که رهبر شرائط خود را از دست بدهد مثلا دچار فراموشی شود یا از عدالت خارج شود
چون بیعت از عقد های لازم است هیچ یک از افراد مردم نمی توانند بیعت با واسطه خود (رأی به خبرگان) به رهبر را بشکنند
بعد از بیعت با پیامبر یا امام معصوم یا فقیه عادل همان طور که خداوند نیز در قران گفته است کسی حق شکستن آن را ندارد بلکه مردم با کمک رهبر حق مقابله با بیعت (پیمان) شکنان را دارند.در قران سوره توبه می فرماید: وَ إِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُواْ فىِ دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ(12) هر گاه بعد از پیمان بستن، پیمان خود را شکسند و با شما در دین مقابله کردند پس شما با پیشوایان کفر بجنگید آنان (پایبند) تابع پیمان نیستند
أَ لَا تُقَتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَنَهُمْ وَ هَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تخَْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تخَْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(13 )
نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۱۵ ساعت ۷ ب.ظ توسط : مالک یوسفی | دسته :